شکرانه
در تاریخ ۲۶ مرداد, ۱۳۸۹دوستش داری حتی اگه کار خطایی ازش سر بزنه، حتی اگه تو رو ناراحت کنه، حتی اگه تو رو تا سرحد جنون ببره، دوستش داری و نمیدونی چرا؟ دوستش داری و با تمام وجود دوستش داری.. تا حالا هرگز هرگز هرگز همچین حسی رو تجربه نکردی.. چطور میشه یکی رو که تا چندوقت پیش اصلا نبوده، یهویی اینهمه دوست داشت، با تمام وجود براش هرکاری بکنی تا اون شاد و خوشحال باشه، حتی اگه اون تو رو ناراحت کنه… به این میگن محبت بیقیدوشرط؟ به این میگن عشق؟ اسمش رو چی میشه گذاشت؟؟
خدایا شکرت که دوساله دارم این احساس ناب رو تجربه میکنم، یه حس پاک، مبهم، آسمونی، قشنگ، زیبا، دوستداشتنی، آرامشبخش، حسی که هیچوقت، هیچکس نمیتونه توصیفش کنه… حتی خودم!!

مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ در تاریخ ۵:۴۳ ب.ظ
وسرشار می شوی و دریا…
حس زیبا و دوست داشتنیی است اما
سپس دیوانه می شوی برای همون که دوستش داری تا حد جنون، واینجا دیگر باید خودت را بپایی تا یهو….
مرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ در تاریخ ۵:۴۴ ب.ظ
اِ اِ اِ
مرداد ۳۰م, ۱۳۸۹ در تاریخ ۱۱:۰۱ ق.ظ
**** و عشق تنها عشق”مرا رساند به امکان یک پرنده شدن…………عاشقیهاتان همیشگی بد و سرشار از هزار بوسه ی شیرین
مرداد ۳۰م, ۱۳۸۹ در تاریخ ۱۱:۰۳ ق.ظ
همیشگی باد.