خواهر کوچیکه خانواده نقاش‌زاده
  • You Avatar

  • آرشیو برای این ‘جمله قصار’

    یاد من باشد

    در تاریخ ۲۶ آذر, ۱۳۸۹

    یاد من باشد

    +کاری نکنم که قلب مادر بشکند

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    * قلب مادر که بشکند، شکسته دیگر، آنقدر آرام میشکند که صدایش را نشنوی، مبادا غم بگیردت! آنوقت تا بیایی و بفهمی، میشود نوشداروی بعد از مرگ سهراب، سهراب رفته را چه کار با نوشدارو؟؟

    * مادرها همیشه نگرانند، من این عاق را که می‌گویند، نمیفهمم، ماردها اگر بچه‌هایشان را عاق هم بکنن، نگرانند، نگران از اینکه نکند از این عاق، بلایی گریبان‌گیر جگرگوشه‌شان شود، ته دلی نیست، می‌گویند: خدایا تو نشنیده بگیر!!

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, حرف‌های دلم, دخترانه, مادر توسط و دارای صفر نظر →

    تو که عزیزترینی

    در تاریخ ۱۶ آذر, ۱۳۸۹

    نمک به زخم نپاش*
    تو که عزیزترینی

    * نباش/نپاش

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, حرف‌های دلم توسط و دارای صفر نظر →

    دروغ بود؟

    در تاریخ ۰۹ مرداد, ۱۳۸۹

    خیلی چیزرا می‌خواستم بنویسم… یادم رفت همش!! پردیس اگه بود می‌گفت: «دروغ بود، دروغ بود!!» ولی بخدا راست راست راست بود!!!

    حالا وقتی یادم اومد، میام میگم…

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, همینجوری توسط و دارای یک نظر →

    گاهی

    در تاریخ ۱۵ تیر, ۱۳۸۹

    آزارم می‌ده احساس بدی که داری… گاهی، همیشه، گاهی…

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, حرف‌های دلم, دلتنگی, همینجوری توسط و دارای صفر نظر →

    پینه‌دوز

    در تاریخ ۱۲ خرداد, ۱۳۸۹

    چه کسی دست‌های پینه‌بسته‌ات را مرهم می‌نهد؟؟

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, دلتنگی, مادرانه, همینجوری توسط و دارای یک نظر →

    وقتی هستی

    در تاریخ ۱۱ خرداد, ۱۳۸۹

    وقتی نیستی، خُب نیستی!

    .

    .

    .

    اما وقتی هستی، لطفا «باش»!!

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, دلتنگی, همینجوری توسط و دارای یک نظر →

    پاسخگو

    در تاریخ ۱۰ خرداد, ۱۳۸۹

    جواب این‌همه دلِ شکسته را چه کسی خواهد داد؟

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, وقت اضافه, همینجوری توسط و دارای ۲ نظر →

    شکسته‌بند

    در تاریخ ۰۹ خرداد, ۱۳۸۹

    این تکه‌های شکسته را چه کسی بند می‌زند؟

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, دلتنگی, شاعرانه‌ها, وقت اضافه, همینجوری, یادداشت‌های روزانه توسط و دارای یک نظر →

    خریات

    در تاریخ ۰۸ خرداد, ۱۳۸۹

    جوری دلداریش میداد و می‌گفت: «نه، تو خر نیستی!!» که طفلی مطمئن می‌شد که «خر»ه!!

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, وقت اضافه, همینجوری توسط و دارای صفر نظر →

    عشق به وطن

    در تاریخ ۰۴ خرداد, ۱۳۸۹

    دلم یک جرعه غرور می‌خواهد… عشق به وطن

    نوشته شده در دسته ی جمله قصار, حرف‌های دلم, دلتنگی, یادداشت‌های روزانه توسط و دارای یک نظر →