حرفهای نگفتنی
در تاریخ ۱۳ اردیبهشت, ۱۳۸۹قسم به دل، و حرفهای ناگفتهاش!!!
پ.ن: چرا باید حرفهایی داشته باشی که نتونی به هیچکس بگی؟؟

قسم به دل، و حرفهای ناگفتهاش!!!
پ.ن: چرا باید حرفهایی داشته باشی که نتونی به هیچکس بگی؟؟
اینو میگم برای ثبت در حافظه و خاطراتم.. برای اینکه خودم بدونم..
شاید باورتون نشه، ولی من تا حدود زیادی از گرفتن جشن عروسی و خرجی که به پای اون شب رفت، پشیمونم!!
پ.ن: من جشن عقد خوب و کاملی داشتم نیازی به دوتا جشن نمیبینم. (البته الان فهمیدم اینو!!)
آخر ساله و باید همه دلتنگیها رو به کناری بگذاریم و فراموش کنیم… اینا رو از قدیم گفتن..
من اما تو این روزای آخر سال، دلتنگیهایی دارم که میخوام خودمو خالی کنم از اونا…
کاش بشه این روزای آخر رو بدون دلتنگیها سپری کنیم..
خواهشا اگر میشود، امروز را استثنا کنید و احمق نباشید.. حالا خواستید، بقیه روزها با خودتان، اگر میخواهید باز هم احمق باشید، باشید!!
شازدهکوچولو، چون دوسِت دارم، میگم::
همیشه حرف زدن منشاء تمام سوءتفاهمها نیست….
گاهی حرف زدن، منشاء تمام شدن سوءتفاهمهاست…..
یه مدته به این فکر میکنم:
آیا منی که دائم به همه میگم: فکر نکنن خودشون همهچیز رو بهتر از همهکَس میدونن؛ شده به خودم هم تا حالا اینو بگم؟ یا خودم بهتر از همه میدونم؟؟؟
هر حرفی رو هرجا و به هرکسی نباید زد، آدمای بیجنبه و بیشعور نمیتونن هر چیزی رو بفهمن.
پ.ن: کسی به خود نگیره، از خودم جمله قصار درکردم!!