چهجوری میتونم دوسِت نداشته باشم؟؟
در تاریخ ۲۹ آذر, ۱۳۹۰چهجوری میشه یه پسر سهساله شیرینزبون رو دوست نداشت؟؟؟
*وقتی کنارش خوابیدی و با دستای مهربونش صورتت رو ناز میکنه
*یا آروم لباشو روی گونهت میذاره و میبوستت
*حتی وقتی تو رو با اون دست تلخ و سنگینش محکم میزنه و باهاش قهر میکنی،
و وانمود میکنی صداشو نمیشنوی
اونوقت میبینی هربار به بهانهای میاد نزدیکت و یخورده شعر میخونه، یخورده حرف میزنه، اما تو اعتنا نمیکنی
یا الکی سرفه میکنه تا برگردی طرفش و بگی چی شده؟؟؟
بعد وانمود میکنه پشت مبل گیر افتاده و نمیتونه بیاد بیرون (درحالی که روزی هزار بار کارش رفتن پشت همین مبل و بیرون اومدن از اون پشته!!!)
وقتی با لحن خاص کودکانهش میگه: دیگه باهات قهرم…. به بابام مگم!!!
اما بالاخره میگه: «مامان! بِخَشِت!!» (مامان بِبَخْشِت)
بعد -درحالیکه تو داری ظرف میشوری- میاد پیشت و میگه: «مامان! مخوای باهم ظرف بیشورم؟؟»
اونوقت دلت میخواد بگیریش تو بغلت و محکم فشارش بدی و هزارهزارهزار بار بوسش کنی و بهش بگی که چقدر دوسش داری، چقدر عاشقش هستی، تمام زندگیت اونه…
و بغلش میکنی، گریه میکنی، میبوسیش و بهش میگی..
و اون با تعجب بهت نگاه میکنه و دوباره میگه: «مامان! مخوای باهم ظرف بیشورم؟؟»




